"سفر كردن" انسان را تغيير ميدهد: قسمت دوم


همه ما خوب میدانیم که حتی اگر به نیت استراحت کردن هم سفر کنیم و قصد خارج شدن از هتل را هم نداشته باشیم، باز هم در آن سفر چیزهای بسیاری میبینیم و یاد میگیریم که همه آنها باعث می شوند تجربیات ما بیشتر شوند و همین تجربیات به مرور زمان باعث تغییر ما می شوند و فرد بهتری از ما می سازند.

 

ماجراجوتر می شوید.

وقتی به توانایی هایتان ایمان بیاورید و اعتماد به نفستان بیشتر شود، دیگر به این ایمان می رسید که هرکاری از دستتان برمیاید. شاید ماجراجویی در خانه اتان نباشد اما زمانی که می بینید میتوانید شرایط مختلف را مدیریت کنید، هر کار جدید، هیجان انگیز و متفاوتی را امتحان می کنید، از بانجی می پرید، به غواصی میروید، تندترین غذاها را امتحان می کنید و به عبارتی از حاشیه امنتان خارج میشوید. هدف از زندگی چه میتواند باشد وقتی همیشه پیله ای از ترس دور خودمان پیچیده باشیم. من آدم ترسویی هستم اما در یکی از سفرهایم احساس کردم باید یک کار هیجان انگیز انجام بدهم و عبور کردن از تونل وحشت را انتخاب کردم، وقتی از تونل خارج شدم از ترس کنار لبم چند عدد تبخال زده بود، اما هیجانی که بهم وارد شده بود و آدرنالینی که در بدنم ترشح شده بود باعث شد تا در سفر بعدیم به آن شهر دوباره آن تونل وحشت را امتحان کنم.

 

آرام تر می شوید.

ممکن است در طول سفر مشکلاتی پیش بیاید که همسفرانتان را خیلی کلافه کند اما در مقابل شما همچنان آرام و ریلکس باشید. این موضوع قطعا به این خاطر خواهد بود که تجربه های بیشتری نسبت به آن افراد دارید و قبلا چنین مشکلاتی را تجربه کردید و الان ترجیح میدهید با آرامش با جریان همراه شوید و منتظر شوید زمان همه چیز را حل کند.

 

باهوش تر خواهید شد.

سفر کردن درباره نقاط مختلف دنیا به شما درس های مختلفی میدهد، مگر اینکه به هتلی ساحلی سفر کرده باشید و تنها دغدغه اتان انتخاب نوع نوشیدنی برای کنار استخر باشد. درباره مردم شهرهای مختلف، فرهنگ های گوناگون، تاریخ و چیزهای جدید یاد خواهید گرفت. چیزهایی که مردم عادی که اهل سفر نیستند به خواب هم نمی بینند. اگر بخواهم خلاصه بگویم، یاد میگیرید کفه در هر شهر با مردمش چطور باید رفتار کنید، و در مقابل مردم با شما چگونه رفتار خواهند کرد. این چیزی است که در کتاب های راهنمای سفر نمی توانید پیدایش کنید و یاد بگیرید و صرفا از طریق تجربه میتوانید به آن دست پیدا کنید.

 

از مادی گرا بودن فاصله می گیرید.

در سفر یاد می گیرید که به چیزهای کمتری احتیاج دارید. می فهمید که همه آن لباس های مارک داری که در فروشگاه های بزرگ می فروشند، خیلی هم به دردتان نمی خورد و برای رسیدن به شادی واقعی کمکی به شما نمیکنند. وقتی بعد از یک سفر طولانی به خانه برمی گردید، می بینید که به فردی مینیمالیست تبدیل شدید، هر چه اطرافتان خلوت تر باشد، راحت تر خواهید بود. دیگر دلتان نمیخواهد خانه و اتاقتان را با  تزیینات لوکس به موزه تبدیل کنید، همین که یادگاری های کوچکی که از سفر آوردید را در گوشه جلوی چشم بگذارید برایتان کافی خواهد بود. سفر کردن به شما یاد میدهد برای زندگی کردن به چه چیزهایی احتیاج دارید و به چیزهایی نباید وابسته باشید.

 

شادتر خواهید بود.

سفر به راحتی به شما یاد میدهد که چطور شادتر باشید. ریلکس تر، با اعتماد بنفس تر خواهید بود و دنیا را به عنوان جایی روشن تر خواهید دید. بعد از کسب تجارب بی نظیر در سفر چطور میتوانید شادتر نباشید؟!  خاطراتی را رقم خواهید زد که هر بار که آنها را به یاد می آورید، لبخندی به روی لبهایتان خواهد آمد. سفر کردن شما را به فردی شاداب و باطراوت تبدیل می کند.

 

برای یک لحظه به آدم های موفقی که می شناسید فکرکنید، همه آنها این ویژگی هایی که تا الان برای شما نام بردم را دارند، همه آنها اجتماعی، بامزه، شاد، با اعتماد به نفس و باهوش هستند. فراموش نکنید که داشتن این صفات باعث میشود در زندگی روزمره اتان موفق تر باشید. سفر کردن به مرور این ویژگی ها رو در اختیار شما میگذارد، پس بیشتر سفر کنید.

دیدگاه شما