دلايلى كه بايد در دهه بيست زندگيتان زياد سفر كنيد.


همیشه از دوست و آشنا میشنویم که تا وقتی که جوان هستید از هر اوقات فراغتی که پیدا میکنید برای سفر کردن استفاده کنید. بعضی از ما فکر میکنیم این حرف فقط یک توصیه دوستانه است اما دلایل زیادی در پشت این حرف نهفته است که در ادامه برایتان ذکر میکنم؛

چیزی جلوی دست و پاهایتان را نگرفته است؛

اگر هنوز خانواده ای تشکیل ندادید و شغل ثابتی ندارید که بنا به قرارداد موظف باشید هر روز راس ساعت در محل کار حاضر باشید، باید از زمانی که در اختیار دارید به خوبی استفاده کنید و بیشتر زمانتان را به سفر کردن سپری کنید. چون بعد از ازدواج و بچه دار شدن حسرت روزای مجردی را خواهید خورد. حتی اگر همسرتان هم مثل خودتون اهل سفر باشد، بخاطر همه مسئولیت هایی که قبول کردید، زمان کمتری برای سفر خواهید داشت. قبل از ازدواج کمترین مسئولیت ها بر دوش شماست و البته انقدر بزرگ شده اید که قدر هر چیزی که در اختیار دارید، بخصوص "زمان" را بدانید.

آزادی مالی دارید؛

در روزگاری که هنوز مجبور نیستید بدهی های مراسم ازدواج یا هزینه مدرسه فرزندانتان یا اقساط وامی که برای خرید خانه از بانک گرفتید را بپردازید، بهترین کاری که میتوانید با پول هایتان بکنید این است که به سفر بروید. اگر درآمدتان زیاد نیست، کافیست ١٠ تا ١٥ درصد از آن را برای سفر کردن کنار بگذارید. در آخر سال میبینید که دستتان برای انتخاب مقاصد گردشگری مختلفی باز است.

پول همه چیز نیست؛

با سفر کردن در روزهای جوانی به زودی و بدون شک متوجه میشوید که پول و مادیات آنقدری که فکرش را میکردید مهم نیستند. دیگر نگران این نخواهید بود که بهترین ماشین با بزرگترین آپارتمان را بخرید. وقتی مزه سفر کردن را بچشید، دیگر نگران این نیستید که بهترین ساعت مچی را به دستتون ندارید، نگران این خواهید بود که چند مقصد گردشگری دیگر را میتوانید در سال جاری ببینید. بر روی تجاربی که از سفرهایتان بدست می آورید، نمیتوان قیمت گذاشت و برایتان بسیار با ارزش خواهند بود.

فرهنگی به جز فرهنگ کشور خودتان را تجربه خواهید کرد؛

وقتی زیاد سفر کنید، جاهایی را خواهید دید که شگفت زده اتان میکند، چیزهایی خواهید دید که باعث میشود بیش از قبل فروتن باشید. قوانین اجتماعی کشورهای دیگر را یاد خواهید گرفت، یاد میگیرید که چگونه با مردم کشورهای دیگر ارتباط برقرار کنید، درک مناسبی نسبت به زندگی و فرهنگ مردم آن کشورها پیدا خواهید کرد. جا دارد باز هم تاکید کنم که بدست آوردن این تجربه بسیار با ارزش است.

دوست های زیادی پیدا میکنید؛

سر صحبت را با افراد محلی باز کنید، در مورد هر چیزی که دلتان میخواهد با آنها صحبت کنید، از بین همین افرادی که گذری از کنارتان رد میشوند، دوستانی پیدا خواهید کرد که همیشه با آنها در تماس خواهید ماند. دوستانی که اگر زمانی خواستید دوباره به آن شهر برگردید با روی خوش از شما استقبال کنند. در شبکه های اجتماعی با دوستان جدیدی که پیدا کردید در تماس بمانید و از حال آنها باخبر باشید. شماره تماستان را به آنها بدهید تا اگر وقتی به کشور شما آمدند در صورتی که توانایی اش را داشتید، میزبان آنها باشید.

میتوانید کم هزینه تر سفر کنید؛

وقتی که در دهه ٢٠ زندگیتان هستید، خیلی برایتان اهمیتی ندارد در هتل لوکس ٥ ستاره اقامت داشته باشید یا مسافرخانه، چون تمام روز و بخشی از شب را مشغول گشت و گذار در شهر هستید و فقط برای خواب به اقامتگاهتان میروید. تفاوتی نمیکند در یک فست فود غذا بخورید یا رستورانی گرانقیمت که به کل شهر دید دارد. به همین خاطر میتوانید از بسیاری از هزینه های اضافی کم کنید و در نتیجه سفری را تجربه کنید که هزینه زیادی برایتان نداشته باشد. سفر کردن با کوله پشتی، خوابیدن در چادر در کمپ ها، سفرهای طولانی با قطار، این موارد سفرهایی هستند که هزینه زیادی برایتان نخواهند داشت و در عین حال از هر لحظه آن بسیار لذت خواهید برد.

زمان کافی برای دیدن بسیار از مقاصد گردشگری نخواهید داشت؛

خیلی از ما میگوییم " آن شهر یا کشور را بعدا میبینیم" اما باید در خاطرتان داشته باشید که زمان بسیار کم است، روزی میرسد که دیگر حال و حوصله سفر کردن ندارید، وقتی سنتون بالا برود و از نظر جسمانی به مشکلاتی هم بربخورید، قطعا از سفر کردن به جاهایی که تمام عمر آرزوی آن را داشتید، به راحتی صرف نظر خواهید کرد. پس بهتر است تا وقتی جوان هستید و نیروی جوانی را دارید، به همه شهرهای رویاییتان سفر کنید. یا از زمانی که دارید استفاده کنید یا برای این سفرها زمانی مخصوص خالی کنید. عمر گران به سرعت میگذرد. از همین آخر هفته ای که در اختیار دارید استفاده کنید.

بیشتر درباره خودتان یاد میگیرید؛

با خارج شدن از حاشیه امنتان، فقط درباره افراد جدید، فرهنگشان، تاریخ آن شهر و کشور چیزهای جدیدی یاد نمیگیرید. بلکه به همون اندازه هم در رابطه با خودتان نکات جدیدی را متوجه میشوید. با ترس هایتان بیشتر آشنا میشوید، یاد میگیرید چطور باید با آنها مقابله کنید. چه چیزهایی باعث میشوند دچار استرس بشوید. متوجه میشوید که چیزهایی هستند که بدون اینکه تا الان انجامشان داده باشید بسیار به آنها علاقه دارید، میفهمید که از چه چیزها و کارهایی بسیار بدتان می آید.

شناختی که نسبت به خودتان پیدا میکنید، ارزنده ترین درسی است که از سفر کردن در روزهای خوش جوانی یاد میگیرید. درسی که تا آخر عمر از آن میتوانید بهره ببرید.

دیدگاه شما