لحظاتى در سفر كه باعث خجالتزدگى شما ميشوند.


وقتی سفر می کنیم، همیشه همه چیز آنطور که می خواهیم پیش نمی رود، ممکن است در سفری ساعت ها به خاطر بارش باران از برنامه هایمان عقب بیافتیم، یا گرمای هوا به قدری زیاد باشد که حاضر نباشیم از سایه و از زیر کولر بیرون برویم. این را هم باید بدانیم که در سفرهایمان گاها اتفاقاتی میافتد که دوست نداریم مثل خاطرات خوب سفرمان از آنها یاد کنیم و حتی اجازه بدهیم از ذهن خودمان هم بگذرند. اتفاقاتی که وقتی یادمان میاید باعث خجالت زدگیمان می شوند، هرچند که ممکن است وقتی برای کسی تعریف کنید باعث خنده دیگران شوند.

ممکن است قبل از شروع سفر غذایی بخورید که دستگاه گوارشتان نسبت به آن حساسیت داشته باشد، شاید باعث به هم خوردن حالتان بشود. در این حالت اگر سوار هواپیما باشید و آن هواپیما به خاطر اینکه برای پروازهای کوتاه طراحی شده، سرویس بهداشتی نداشته باشد، ممکن است لحظات خجالت آوری برایتان رقم بزند. در مورد دفع باد معده هم همینطور است، در فضای بسته و در کنار مسافران دیگر ممکن است برای هرکدام از ما پیش بیاید که به هر دلیل مثلا زیاد خندیدن نتوانیم خودمان را کنترل کنیم و باعث خجالت زده شدن خودمان جلوی افراد دیگر بشویم.

شاید برایتان پیش آمده باشد که وقتی خیلی خسته بودید و سوار اتوبوس شده اید، خوابتان برده و ناخودآگاه سرتان را روی شانه مسافری که کنار شما نشسته، گذاشته اید. حتی اگر مسافر کنار دستیتان آدم خیلی مهربانی هم باشد و از اینکه سر شما روی شانه اش است استقبال کند، وقتی از خواب بیدار بشوید، ناخودآگاه خجالت زده می شوید. این قضیه زمانی وجهه بدتری پیدا می کند که فردی که کنار شما نشسته، کمی بی اعصاب باشد و شما هم در مدت زمانی که خواب بودید حسابی خر و پف کرده باشید، اینجوری مجبورید تا زمانی که به مقصد برسید، نگاه های معنی دار و غضبناک این آدم را تحمل کنید.

خوابیدن در اتوبوس میتواند عواقب دیگری هم در پی داشته باشد، مثلا از شدت خستگی متوجه سر و صدای مسافرانی که در حال پیاده شدن در ایستگاه آخر هستند، نشوید و پیاده نشوید. وقتی در مسیر برگشت اتوبوس بیدار می شوید و میب ینید که در اتوبوس کسی جز شما و راننده نیست، اولین حسی که به شما دست میدهد ترس است، بعد که به خودتون می آیید می بینید که با شرمندگی زیاد باید از راننده بخواهید که توقف کند تا شما را در مکانی امن پیاده کند.

ممکن است زمانی که به کشور دیگری سفر می کنید، کلمات و لغات در زبان شما وجود داشته باشد که در زبان کشور مقصدتان معنی دیگری بدهد، یا حتی معنی بدی بدهد. باید حواستون به استفاده از این عبارات باشد، چون ممکن است حسابی باعث شرمندگیتان بشوند. حتی در انگلیسی زبان های آمریکا زمانی که به انگلستان سفر می کنند نیز این مشکل را دارند. یکی از کلماتی که در انگلیسی آمریکایی معنی سیگار می دهد، در انگلیسی بریتانیایی معنی همجنس گرایی را میدهد. پس این مشکل فراگیر است و باید حسابی حواستان را جمع کنید. کلماتی که با ریشه اشان آشنایی ندارید را بکار نبرید. اگر با زبان کشور مقصد آشنای ندارید، یا قبل از سفر چند عبارت کلیدی و کاربردی را یاد بگیرید و استفاده کنید یا فقط به زبان انگلیسی در حدی که طرف مقابلتان به راحتی متوجه بشود، صحبت کنید.

وقتی که به یک شهر ساحلی سفر می کنید و مایلید بر روی شن های ساحل ورزش کنید، باید شرایط محیطی و جوی را در نظر بگیرید. برای دو به ساحل نروید و با بارش بارون مواجه بشوید و مجبور بشوید دست از پا درازتر به محل اقامتتان برگردید و جلوی دوستان و همسفرانتان خجالت زده بشوید. یا ممکن است عاشق یوگا باشید و بخواهید بر روی شن های ساحل برای خودنمایی حرکات کششی و جالب یوگا را اجرا کنید، اما از آنجاییکه ارتفاع امواجی که به سمت ساحل می آیند را در نظر نگرفته اید با اصابت موج بر زمین بیافتید و مایه تمسخر بشوید.

آقایان یا خانم هایی که دوست دارید در آب دریا یا اقیانوس شنا کنید، باید حواستان به این باشد که خیلی تو آب بالا و پایین نپرید و وقتی دریا خیلی مواج است در آن شنا نکنید، چون ممکن است با اصابت امواج لباس شنایتان از تنتان دربیاید و تا وقتی که یکی از همسفراتان با حوله یا مایوی دیگر به سمتتان بیاید مجبور میشوید بدون حرکت در آب بمانید.

وقتی هوس طبیعت گردی به سرتان میزند و می خواهید وارد کوهستان بشوید، فراموش نکنید که باید لباسی مناسب بپوشید، در طبیعت گاهی مجبور می شوید که گام های بلند بردارید و اگر شلوار مناسبی به تن نداشته باشید، فاق شلوارتون پاره میشود و تا زمانی که به خانه برگردید، خجالت زده خواهید بود.

قانون، برای همه است، باید آنها را رعایت کنیم، اگر جلوی در موزه ای بر روی تابلو نوشته شده که عکسبرداری ممنوع یا در حالتی بهتر، عکسبرداری با فلاش روشن ممنوع، حتما دلیلی برای این موضوع وجود دارد، و همه بازدیدکننده ها موظف هستند که به این قانون احترام بگذارند. اگر بخواهید دزدکی عکس بندازید، بدون شک مسئولین موزه مچتان  را می گیرند، مخصوصا اگر حواستان نباشد که فلاش دوربین روشن است. در این حالت چیزی جز شرمندگی برایتان نمی ماند و حسابی خجالت خواهید کشید.

بعنوان کسی که تجربه کرده باید به شما بگویم همیشه با خودتان دستمال به همراه داشته باشید. حتی اگر سوار بر هواپیما هستید و می خواهید از سرویس بهداشتی استفاده کنید چند برگ دستمال به همراه خودتان ببرید. اگر بعد از استفاده از سرویس بهداشتی متوجه بشوید که دستمال توالت تمام شده، باید بگویم که با مشکل بزرگی مواجه شده اید.

دیدگاه شما